حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بـلبلانیــم کــه در موســم گل خاموشیـــم

«حافظ»

/ 136 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جهانگیردشتی زاده

سلام دوست عزیزونازنین..سلام هنرمند...رفیق و لطیف من تنها داستان یک شبم رانوشتم ...دراین همه شب وروزهای که برمن گذرکرده ،واقعیتی که عادت زندگی من شده عادت مردی که نمیتواند میان مردم خوب زندگی کند ،مگرمیان خرابه ای بخزدتا جنونش را از دست آدمها پنهان کند،میخواهم حسرت ،یا مرگ هیچ کدام ازاندیشه واحساسم به دل نماند ..چه تفاوتی دارد برای مرد که هنز در کودکیش زندگی میکند....وحالا همین کودک پای دلتان نشسته تا قصه وغصه هایش را از صفحه دلش ورق بزند،گریه کند وبخواند که : درمن خالی میشد درمن پر میشد گیج ومنگ وهوشیار ،آفتاب وظلمت ...بهار،جنگل ..خزان وبرگ ریزان.. درختان سر برمیکشیدند ابرها درهم میدویدند ستاره ها سرک میکشیدند شهابی بتندی ازلای چشمهای بسته ام بیرون زد ..یک فوج پرنده عبوس دردلم پرواز کرد ...لاشخورها به انتظار نشسته وعریانی هم را تماشا میکردند... نفسهایم عمیق وطولانی تر میشد ،خانه بدور سرم میچرخید خشتهایش برویم تلمبار میشدند ...چهاردیواری نشست میکردند ..فرومیریختندودوباره برمیخواستند،روی هم سوارمیشدند، بالا می آمدند ..وگنبدی شکل میگرفت که نوک تیزش به ماه میرسید. ..چه بارانی گرفته بود درمن،

حسین میدری

درود، امواج خلیج توفانی؛ از آنسوی جزیره های گمشده، هفت دوبیتی عاشقانه به "یک ساحل پر از شعر" باز آورده اند.. و اکنون اینهمه کرانه ی جنوبی، آمدن شما را چشم براه خواهند ماند..[گل]

اسماعیل قنواتی

درود دوست ِ دوست داشتنی سپاس از همراهی همیشگیت با یک شعر تازه بروزم ، آمدنت شادم می کند. شادزی

مسيحا ابوعلي

مرثیه ای برای تمام رویاهام رگ پریدگی به روز شد : 1 . شعری برای نازلی که زمستان هایم را برایش گریه کردم 2 . حرف هایی برای سالی که انگار هنوز شروع نشده 3 . خبر چاپ شدن اولین کتاب مسیحا ابوعلی و میلاد نوذری 4 . بدون شرح از وزارت ارشاد دولت دهم 5 . خوانشی فلسفی از پرسونا اثر اینگمار برگمان 6 . بررسی تطبیقی استاکر تارکوفسکی و آیه های زمینی فروغ 7 . همیشه آخر خط به شعر ختم می شود خسته ام مثل التماس دعا دست هایم به آسمان گیر است می روم دور سایه ام اما مانده در کوی راه بندانت بوق سگ می رسد ته شب هام آخر خط لات بازی هام هاری انتظار معجزه از هرزه گی های چشم شیطانت من فقط فکر می کنم روزی که به دندان گرفتی ام شب بود و ندیدی چقدر بی برگشت شده بود این غریبه مهمانت

حسین میدری

درود دو تارنگار من یک ساحل پر از شعرdobeititar.blogfa.com و خلیج نقره ای aryakade.persianblog.ir برای همیشه حذف شد و در هر دو آدرس شخص یا اشخاص ناشناس دیگری بدون نام مبادرت به ساخت وبلاگ نموده اند. در همین جا اعلام میدارم که بعد از این هیچ گونه فعالیتی در اینترنت ندارم و برای همیشه با همه خداحافظی میکنم. خاهشمندم لینک مرا حذف بفرمایید. بدرود

خدا ازدواج کرد

سلام چه قدر خاموشی سیده زهرا بصارتی ای کاش برای پست آخرت (...) نظرخواهی را فعال می گذاشتی. ... هم حرف داشت. نداشت؟

رسول رضایی

سلام طرحی تازه مرا به روز کرد دعوتی به تنهایی پرهیاهو عزیز دل[گل]