!عمو نلسون آزادی ات مبارک

همیشه فکرمی کردم این مرد بزرگ در ظرف وجودش نمی گنجد . راستی ،اگر قرار بود  باز هم زنده بماند ، بقیه ی زندگی اش را کجا جا می داد؟! به نظرم روی نفس های آخرش به زیبا ترین خط ننوشته ی جهان نوشت : آزادی !

پی نوشت :

نلسون ماندلا در گذشت !

----------

این شعر عبد الرحیم میرخانی برای ماندلا را هم بخوانید خالی از لطف نیست:

http://mimrahi.blogfa.com/post/37/

/ 9 نظر / 41 بازدید
عمه

اونمرده تاروزی فریادآزادگی بلنداست اوزنده است(روحش شاد)

علی محمد محمدی

نلسون بعد از پوشیدن ردای ریاست جمهوری در راستای رسیدن به صلح پایدار و عملی ، دادستانی که 27 سال از بهترین روزهای عمرش را گرفته بود و به زندان افکنده بود دعوت کرد !! او بعد از اتمام یک دوره ریاستش نیز از قدرت کناره گیری کرد تا به کسانی مانند بشار اسد نازنین !!! و دیگران یاد دهد می شود لگام قدرت در دست نداشت و اسطوره شد ! او تا همیشه زنده است تا روزی که نامش ، آزادگی اش و آزاده خواهی اش ماندگار است، او نیز زنده است روحش شاد و یادش گرامی [گل] دست گلت درد نکنه بانو سیده ناپرهیزی فرمودین که بروز بنمودین !

ابوذر اکبری

دوباره سرخ سرخه باور دل سپید عشق تو روزا نمونده دوباره از تو میگم از تو آره یه معشوقی تو اوج قصه مرده مث یه برگ سبز و غارت باد زمونه خیلی چیزا یادمون داد همش این بوده تصویر خیالی یه کوه درد زیرش عزم فرهاد نگو له شد همه روزای رفته همه در حسرت و سوز جدائی مجازی شد همه عاشق شدن ها من اینجا حاضرم هستی خـدائی 2 دوباره آبیـم میشم تو بـارون دوباره تازگی سبزی بهارون تو رو میخوام همین حالا همین جا تو اوج سادگی نه قلبی زندون مث مـا خیلیا هستند تو دنیا همش گیرو گرفتار سکوتن همش هشتی گرو واسه نه دل تو وهم اوج در حین سقوطن بگو میریم از این غصه من و تو به کوچی شاد بال و پر می گیریم ولی حیف از دلای هر دوتامون اگه کم شیم اگه بی هم بمیریم . . . [گل]

راهی

نلسون ماندلا نمرده است چرا که آزادی و آرزوی نامیرای رهایی را پایانی نیست

پرویز

به یاد ماندلای بزرگ و درود بر شما

لیلا رسولی

سلام بانو بعد از مدتها غیبت بایک رباعی به روزم ومنتظر روشنی نگاهت.[گل]

کاوه

سلام خانم و شکر که سبز است حالتان خوشحالم با وبلاگ دیگری از دوستان عزیز عمو مهرداد آشنا شدم..

کاوه

زندگی خسته کننده ست خودت میدانی مثل مرداب کشنده ست خودت میدانی هر سلامی که بمن می شود اینجا بی تو طمع گرگ درنده ست خودت میدانی آخر از دست تو یک روز دلم خواهد مرد مرگ آغاز پرنده است خودت میدانی توی این بازی تکراری شطرنجِ جنون هر کسی باخت برنده ست خودت میدانی نیمه ی گمشده ای را که صدا می کنمش بطن یک قلب تپنده ست خودت میدانی تا که خون می چکد از دست دلم می گویی عشق چاقوی بُرنده است خودت میدانی