لالایی


یهو دلم فقط لالایی خواست ؛ لالایی ، این موسیقی محزون ومشترک تمام زنان تاریخ !

با احترام به روح بلند و صدای ماندگار استاد مرحوم فریدون پوررضا و «گاره سری های » غمگینش :

گول پسر ،گول به سر، گول نارم !

واشکابسته انار شابارم !

ناز وخنده بزن می دل تنگه

من تی او خنده یِ خریدارم

برگردان از گیلکی :

پسرکم ، گل پسرکم !گل انار من !

ای انار رسیده و ترک خورده ی من !

به ناز بخند که دل مادرت تنگ است

من خریدار آن خنده های تو هستم

...

پی نوشت :

کسی از دور دست ناعلاجی نسخه می پیچد اهورا جان !

کسی که می شمارد زخم های جاده های بی مسافر را

بکش با دست های نازکت در دفتر نقاشی ا ت حالا

نگاه نا ابد غمناک و باران خورده ی مامان شاعر را ...

«از مجموعه ی شعر جدید در دست انتشارم»

/ 17 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیردژم

سلام ماشاء الله خدا ببخشد به شما با غزلی به روزم...

عمه

روحش شاد وموردمغفرت خداوندانشاالله...موفق باشی[گل]

کاوه

سیب غلتان رودخانه من! آهوی نقش بسته بر چینی! پری قصـه های کودکــی ام ! قالــی دستباف ِ تزیینی! خُنکای نسیم اول صبح! گرمی چای عصر پاییزی! به چه نامی ترا صدا بزنم؟ لیلی روزگار ماشینی! سلام خانم دکتر..

بهزاد

سلام دوست خوبم ممنون که سر زده بودی و شرمنده که دیر دیدم و جواب میدم. مطالب جدیدتو خوندم و لذت بردم. متاسفانه گرفتاریهای روزمره نمی ذاره اونقدرها به عشفت (شعر و ادبیات) برسی و خیلی کم کار می نویسم و دیر به روز می کنم، ولی همچنان هستم [لبخند] ولی قول میدم در اولین فرصت به روز بشم...

کاوه

خميـازه‌های کش‌دار ، سيـگار پشت سیگار شب گوشه‌ای به ناچار، سيگار پشت سیگار این روح خسته هر شب، جان کندنش غريزیست لعنت بـــه اين خودآزار ، سيگار پشت سیگار پای چپ جهــــــان را ، با اره‌ای بريدند چپ پاچه‌های شلوار، سيگار پشت سیگار در انجمـاد يک تخت، این لاشه منفجر شد پاشیده شد به دیوار، سيگار پشت سیگار بر سنگفرش کوچه، خوابیده بی‌سرانجام این مرده ی کفن خــوار، سيگار پشت سیگار صد صندلی در این ختم، بی‌سرنشین کبودند مردی تکيده ، بیـــزار ، سيگار پشت سیگار تصعید ِ لاله ی گوش ، با جيغ‌های رنگی شک و شروع انکار، سيگار پشت سیگار مُردم از اين رهایی، در کوچه‌های بن‌بست انگارها نـــه انگار ، سيگار پشت سیگار این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند بدرود دست و گيتار، سيگار پشت سیگار ماسیده شد تماشا، بر میله میله پولاد در يک تنور نمدار ، سيگار پشت سیگار صد لنزِ بی‌ترحم، در چشم شهر جوشید وین شاعران بیکار، سيگار پشت سیگار در لابلای هر متن، این صحنه تا ابد هست مردی بــه حال اقرار، سيگار پشت سیگار اسطــوره‌های خاین ، در لابلای تاریـــخ خوابند عين کفتار، سيگار پشت سیگار عکس تو بود و قصّه ، قاب تو بـود و انکار کو