تفریح من

  -این واژه های سرطان زده -

مثل مجسمه های ابری

آرزوی باریدن را

    درد می کشند

 

سلام – سلامی سرشار از شرمندگی به خاطر کم کاری ها و نبودن ها .

گاهی وقتها  حرفهای نگفته ای هست که آدم می گذارد برای روز مبادا . ولی آن روز مبادا شاید می ترسد که آفتابی شود!

دلم امروز  از همه چیز گرفت . حتی« درختهای خیابان ولیعصر» که دوستشان دارم !

دلم به اندازه ی تنهایی آن بچه یی که  جلوی« دروازه دولت »گدایی می کرد ، گرفت !

این دو تا شعر قدیمی -  این  دو استکان دلتنگی هم که از سال های دوره ، به عصر های دلتنگی سمانه که این روز ها  از من هم دلتنگ تره .

 

حرف بزن

 آواز شکسته ات را

خوشبختی مان

در ثانیه های دلواپسی

      سر گردان است

عشق تاول بزرگی ست

   بر شانه های خاموشت

خودم را به ابر سپر ده ام

شانه های خاموشت

کوچه می شود

آهسته

چشم باز می کنم

کوه خاموشی

درون چشمانم

   جا خوش می کند

 

2

غزل‌های وحشی و تب‌های شبگرد

هوا لب فروبسته و یک شب سرد

و من فکر آن دست نامرئی‌ام که

قفس در قفس در قفس جادویم کرد

تو آبی‌ترین فرصت شعرهایی

مبادا که باشی شبیه دلم زرد

تو بی تابی جاده را می‌شناسی

و تنهایی دست‌هایی که با درد ...

غزل خواند پشت سر ِ گام‌هایت:

خداحافظ... اما دلم را نکن طرد

تو ای آخرین فصل چشم انتظاری!

تو ای اوّلین حرف آیینه برگرد

اما خوب باشم یا بد از صرف وقتم برای اهورایم لذت می برم .

ماشاالله یادتون نره !

 

 

/ 159 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسانه توکلی

بگذار بهار با تو همان کاری را بکند که با شکوفه های گیلاس کرد

افسانه توکلی

بگذار بهار با تو همان کاری را بکند که با شکوفه های گیلاس کرد

maral

دعوتيد به نستالژي نصف كاره ام.پذيراي نظراتتان هستم.

امید

سلام آبجی. ببخش که با عجله می نویسم.مهمون دارم :) کتاب های چاپ شده: من-وحید پورزارع-سولماز حسن زاده-رضا کاظمی-خودت-رسول یونان-عزیز عباسی-هنگامه هویدا-صالح سجادی-سابیر هاکا-حامد جلیلی-عمران میری-عباس کریمی-عبدالصابر کاکایی-منیره حسینی-اینا تا امروز چاپ شدن.بقیه هم ایشالا تا نمایشگاه میان.مخلصیم

سید مهدی موسوی

حس کن مرا که دست برده داخل گیست حس کن مرا بر لکّه‌های بالش خیست حس کن مرا در «دوستت دارم» درِ گوشت حس کن مرا در شیطنت‌هایم در آغوشت! حس کن مرا در آخرین سطر از تشنّج‌هام حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام! حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم»

سیدعلیرضا جعفری

سلام ماشالله بچه تون چقد شبیه شماست سایه ی شما همیشه روی سرش باشه التماس دعا یاعلی

علی نخعی

ســـلام ودرودبه قلم تواناتون کارهای زیبا وبااحساسی دارید. با احترام دعوتید....... باتـــــبادل لینک؟؟؟[گل]