بهانه جو

 با کوله باری از تب و تشویش و آرزو

می‌خوانَدَم نگاه خیابان روبرو

دیگر فرشته‌های نجاتم رسیده‌اند

دیر آمدی سراغ نگاهم بهانه جو!

حالا که حجم فاصله بیداد می‌کند

حالا که در تدارک کوچی؟ خودت بگو!

حالا که آب از سر دردم گذشته است

پیراهن خیال مرا می‌کنی رفو؟

وقتی که خاطرات مرا مثله می‌کنند

پس چشم‌های حادثه سازت کجاست؟ کو!؟

آه ای فرشته‌های نجات! آی واژه‌ها!

امشب مرا دوباره ببارید مو به مو

امشب که در حضور شما گُر گرفته‌ام

با التهاب بغض فروخورده در گلو

آن کس که در کنار من آبی‌تر است باز

با دیگران عجیب شده گرم گفتگو

دارند بی اجازه‌ی من رخنه می‌کنند

در ناگهان خلوت او از چهار سو

امشب کنار فرصت مهتابی غزل

باید نگاه پنجره را داد شستشو

باید تمام آینه‌ها را عبور کرد

با کوله باری از تب و تشویش و آرزو

بهمن ۱۳۷۹

از مجموعه شعر گزیده ی شعرهای کلاسیکم - بگذار در سلام خداحافظی کنم - نشر نیماژ 

 

پی نوشت :

اینجا همه چیز سرد است خیلی سرد اینجا واقعاً سرد است خیلی سرد!

/ 11 نظر / 104 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه بنده خدا

زهرا خانم بصارتی من شعر هات را خیلی دوست دارم و طرفدار شعرت هستم اگه گفتی کی ام؟ [زبان]

م.م

سلام بانوی خوب غزل زهراجان پشت تمام سردی هایی که گفتی این قدر خورشید شعر داری خوش به حالت و خوش به حال ما که داریمت [گل]

امید

سلام دلبرم سرگشاده می اید زلف بر باد داده می اید وز لبش بوی باده می اید ... اب زنید راه را ............

حسین پروند

هر چقدر هوا سرد سرد باش ... غزل شما گرم گرم .... آفرین البته هر چند شناسنامه ی شعر سال 79 قید میکنه .لی کار امروزی و زیباست

30نا

سلام. گذرگه خیال با مسافر شهر خسته منتظر قدوم شماست... [گل][گل][گل]

محمدحسین باسامی

سلام و خدا قوت و ارادت. امیدوارم سالم و موفق و شاد باشید .

سیدعلی حجازی

سلام یکی از بهترین اشعاری بودکه تا کنون خوانده ام آفرین برشما حالا که حجم فاصله بیداد می‌کند حالا که در تدارک کوچی؟ خودت بگو! آه ای فرشته‌های نجات! آی واژه‌ها! امشب مرا دوباره ببارید مو به مو و اینکه همه اش خوب است من نمونه انتخاب کردم

شیردژم

سلام بر شما خوبید/ ...قدری خرما بمیل بفرمایید ! با احترام با یک رباعی به روزم...

شیردژم

باید تمام آینه‌ها را عبور کرد با کوله باری از تب و تشویش و آرزو سلام شعری است زیبا و صمیمی طبعتان سیال باد من نیز به روزم...

saleh

سلام