یک آزاد کوتاه :

محکم تر پک بزن

لب هایت

معبر سیگار های جهان هم که باشد

چیزی از آن کم نمی شود!

ویک غزل ازمجموعه ی شعرم« بگذار در سلام خداحافظی کنم – نشر نیماژ»

تپید قلب جهان با تو مادرم حوّا

و سر کشید پدر مثل جرعه‌ای یک جا

تو را تو را و تو را خواست اختیار کند

فقط برای خودش سیب قرمز زیبا!

چه سیب‌ها که پدرها پس از تو گاز زدند

چه اشک‌ها که نغلتید روی گونه‌ی ما

و نقش سیب که هر بار تازگی دارد

به روی تابلویی با زمینه‌ی دنیا

انار قلب تو هر روز هی ترک برداشت

و ریخت روی لباس عروس دخترها

و دختری که عروس است و... نه! نگو زن شد

اتاق بسته، هوا خسته... درد وغصّه رها

خدا نیاورد آن را، یکی شبیه خودت

یکی شبیه خودم را بیاورم دنیا

 

بعدالتحریر : بعضی از دوستان خبر دادند که کامنت دانی وبلاگم باز نمی شود .ظاهرا اشکال از فرستنده است ! چون پرشین بلاگ با مرورگر های قدیمی مخصوصا اکسپلورر قدیمی میانه ی خوبی ندارد وکامنت دانی اش باز نمی شود لطفا از فایر فاکس ویا گوگل کروم با ورژن جدید استفاده کنید. سپاس!